سفارش تبلیغ
صبا ویژن
انسان شناسی - چلسی ...... Chelsea ...... C}{31534
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

چلسی ...... Chelsea ...... C}{31534
 
قالب وبلاگ
..یاد اون روزی که شب نشده بود ...یاد وقتی که ما اون روز دیگه شبی نداشتیم .....می دونی چه روزی رو میگم ...همون روز گه پشت خاکریز دوتایی پر کشیدیم ...خیلی با حال بود
این حرف های دو تا شهید که تو بهشت دارن به هم می زنن .
ما هم یه روز از خونه بیرون می آیم بعد شب می شه می ریم خونه .......حالا کی می شه دیگه شب رو نبینیم ..خدا می دونه......بعضی ها هم شب می رن بیرون روز میان خونه .....بعضی هم 24 ساعته خونه اند .....................بماند.......خوب بضی ها هم 24 ساعته بیرونند ....خدا بهشون خیر بده....... یه بنده خدایی رو من تو خیابون دیدم ..همین طور که داشت می رفت به یه بنده خدایه دیگه داشت بدو بیرا می گفت .....من به اون گفتم .چرا به اون بنده خدا بد و بیرا می گی ...گفت .به تو چه مردیکه...........................بعقیه شو دیگه نمیگم ....تازه فهمیدم که یارو غاتی داشته .......همین طور داشتم می رفتم دیدم یه بنده خدایی زیر لب داره ذکر می گه و یه بنده خدایی رو داره دعا می کنه ......گفتم شما چرا اون بنده خدا رو دعا می کنید گفت ......پسرم .....دعا می کنم تا .خدا برام دعا کنه .....گفت تا تو خیر کسی رو نخوای خدا هم خیر تو رو نمی خواد ................
شما قضاوت کنید کدون از اونا شب خوبی دارن ..............
یاد اون شهیدا افتادم که چقدر خدا خیر شون رومی خواست .....که شب اینقدر با حالی داشتن


[ جمعه 86/11/19 ] [ 4:8 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]
آدمها خیلی عجیبن می دونید چرا چون واقعاً عجیبن. تو نمی تونی کسی رو بشناسی به کسی نمی تونی اعتماد کنی پس این چه جور زندگی می تونه باشه اگه این رو شما می گید زندگی خوب برای خودم ،نه. برای شما متأسفم .
ناراحت نشید ...........
اصلاً شما یه خورده فکر کردید که چرا به وجود اومدید چرا خدا ما رو به وجود آوورد  . به وجود آوورد که بریم فقط درس بخونیم ، بریم پول درآریم غذا بخوریم، ماشین بخریم، لباس بپوشیم ،خونه بخریم  ،چیکار کنیم .....فکر کردید ..
من خیلی فکر کردم .خیلی .می دونید چی فهمیدم ...فهمیدم که اگه به خاطر اینا اومدیم تو این دنیا ، یه آدم پوچی هستیم که مثل یه ساعت دور خودمون می چرخیم ..البته درس خوندن .منظورم یه درسی بخونیم بریم دانشگاه بعد مدرک بگیریم بریم یه کاری پیدا کنیم ..این که باز همون شد .
واقعاً در س خوندن چیه یعنی ......................هر کتابی که به اون علاقه داری بخونی ... کتاب بخونی که زندگی رو بهمی .. درک کنی نه اینکه برا یه نمره خودتو بکشی پول بدی شیرنی ببری ...تا یه مدرکی بگیری ..........من از این کار متنفرم....... ولی حیف  که روال زندگی ما طوری شده که باید این ها رو بگذرونیم  من خودم دانشجو نیستم....دارم درس می خونم تا دانشگاه قبول بشم ... این شده زندگی ما .....خیلی دوست دارم قبول شم  ولی حال خوندن این درس ها رو ندارم ...چون دوستشون ندارم ........ ولی چه کنیم که باید ما هم این روال رو بگذرونیم ..........یا می گذرونیم یا نه..............
زندگی یعنی درک خدا ....درک اون چیزهایی رو که بوجود آوورده ............فقط درک .....چون اگه درک کنیم همه اونچیزی روکه بالا گفتم برا ما با معنی می شه نه پوچ................
 
[ یکشنبه 86/11/14 ] [ 8:39 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]
امروز یه روزی بود که گذشت شاید الان من 4 روز باشه که این وبلاگ رو نوشتم ولی مطالب زیادی توش گذاشتم اگه به بایگانی سری بزنید یا به لینک آخر صفحه اون پائین آرشیو شده برید می تونید ببینید .عکس های هم گذاشتم ببینید جالب .
راستی زندگی خیلی سخت شده . مگه نه!؟
شاید بگید یه پسر 18 ساله برا چی این حرف رو می زنه .........سخت شده چون واقعاً من خودم رو نمیشناسم . اونوقت یکی میاد به من می گه می تو رو خوب می شناسم ..شما جا من بودید به او چی میگفتید . حرف دلت رو نمی تونی به یه کسی بزنی .اونوقت چه قدر راحت به امام زمان می گیم آقا این حاجت من رو برآورده کن تو چطور جرأت می کنی این جوری از امام خودت چیزی بخوای مگه کسی مثل ماست واقعاض از خودم بدم میاد .
یه دو سالیه که وقتی از خونه بیرون میام خدا رو خوب حس می کنم چون شاید به خودم دارم نزدیکتر می شم من الان صفرم کو تا به یک برسم .
دوستان خودتون رو به بالای صفر برسونید نه زیر صفر . به خودتون نزدیک بشید نه به دیگران
من نمیدونم چند نفر این مطالب رو خوندن . ولی اگه خوندید نظر بدید


[ شنبه 86/11/13 ] [ 9:7 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

وسوسه(1)

من از آن جام نوشیدم خدایا

که ان جام محبّت بود

من از آن عشق بوئیدم خدایا

که غافل گشت عقلم از این راه

بر خودم رها کردی خدایا

که این است آخر کارم

هزاران بار برگشتم ولی عشق

هوس بود و ندانستم خدایا

بیابم ، تا بیابم آتشم را

کنم خاموش از قعر درونم

شوم آزاد دام هوس ها

زنم فریاد در بامت خدایا

 

 

 

 

وسوسه(2)

یک لحظه نگاهش کردم اما

تمام عالمم تارو سیاه شد

ندانستم چه کردم با خود اما

هوس بود و نداستم خدایا

به صبح و شام قسم دادم تورا من

که از من برگذر ای بار الهی

من از این امتحان بیرون نیایم

مگر با یاریت ای بار الهی

به خود گفتم به قرآنش رجوع کن

که می گوید جواب پاسخت را

در آن لحظه شکست آن بغض لعنت

که آزادم ، آزادم از این پس


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:28 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

می روم تا که شاید شوم آزاد

می روم چون باد از این سرای غم

تا زنم فریاد

تا شوم آزاد

مثل پروانه کنم پرواز

من اسیرم مثل دریا در گره ی باد

من اسیر دل دنیام

می روم تا که شاید شوم آزاد

سایه ی دیو است بر من

ان هوس بود و ندانستم

می روم تا که شاید شوم آزاد

تا که شاید غم دنیا رهایم کرد

آزادم کرد

من اسیرش بودم ما خدا هم بود

ندیدم راه او را گم شدم در باد

می روم تا که شاید شوم آزاد


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:28 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

غریب

من غریبم در کربلا

غریبی آن بود فرزند و مادر

حسین فرزند و مادر بود زهرا

عزا داری کنم من بر حسینم

که شای حجت آید در عزا ها

که شاید کم  شود غم در دل او

که آید حجت ما ، حجت ما

 


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:28 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

بار الهی تو مرا باز ببخش

در اتاقم بودم

روی دیوار نگاهی کردم

ناگهان نام خدا را دیدم

حسّی از عمق وجودم برخاست

حسّی از اول و آخر و کریم

حسّی از واجد و واحد و رحیم

حسّی از قادر و ظاهر و عظیم

بار دیگر رویم افتاد به در

عکسی از بیت الحرامش را

عکسی از نور و شکوهش را

با خودم گفتم خدایا ببخش

من که در بندگیم هیچ نبود

تو مرا باز ببخش

بار الهی تو مرا باز ببخش

 

 

پائیز عجب فصلیست

پائیز دوباره می آید

سرمایش دوباره می آید

بادهایش دوباره می آید

غم هایش دوباره می آید

پائیز پر از غم است

پر از درد است

ولی زیباست

پر از زردی و پژمردی

پر از مشق های نا نوشته در گره ی باد

پر از عشق

پر از معنا

پائیز عجب فصلیست

پائیز یادگار مرگ است

پر از خاطره ی تلخ است

پائیز نشانه ی درد است

برای من


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:27 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

چرا تو نیایی

در انتظار تو می میریم . چرا تو نیایی؟

به امّید نگاهت می میریم . چرا تو نیایی؟

 بیا و دل ما را از غم و درد

به امّید عدالت شاد گردان

بیا و آسمان تیره ی شب

در این آشوب قلب ها پاک گردان

همه در انتظار یک ندایند

که دشمن از صدایش بیم دارد

بیا و آن ندای انتظار را

به امّید شهید ازاد گردان

 

 

 

 

 

 

من چه کردم با خود

لب ساحل بودم

موج دریا آمد

قلب و دردم شست و با خود برد

موج دیگر آمد

اینبار ، مرا با خود برد

برد به اعماق درونش

من در گناه خود شدم قرق

ولی یادم نبود

من چه کردم با خود

ناگهان عمق دهانش وا شد

دریا هم مرا راند از خود

من چه کردم با خود


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:26 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

می توان ...........

می توان در یک قفس 

راه عاشق را روی

می توان قطره شوی در موج آب

ساده ی ساده به اوج روی

می توان همچون ستاره نور را هدیه دهی

می توان بر روی یک سجّاده هم

دور کعبه گردی و لبیک را سر دهی

می توان با یک نگاه دوستی

موج دریا را آرامش دهی


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:26 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]

ای آسمان ببار

ای آسمان ببار

ای آسمان ببار تا آتش قلبم بمیرد

ای آسمان ببار تا سیل جانم را بگیرد

ای آسمان ببار تا من بمیرم

ای آسمان ببار تا در آغوشت من بگیرم

ای آسمان ببار تا من نگاهش را نبینم

ای آسمان ببار تا حسرتم را دشمنان بازی نگیرن

ای آسمان من خسته ام

بر تو  تکیه کرده ام

تو مرا از خود مران

ای آسمان ببار تا آتش قلبم بمیرد


[ چهارشنبه 86/11/10 ] [ 1:25 عصر ] [ habit ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

خبر های داغ هفته
ّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ__________________________

جدول لیگ برتر

انسان شناسی - چلسی ...... Chelsea ...... C}{31534
رتبه نام تیم بازی امتیاز تفاضل
1 چلسی 3 7 +3
2 لیورپول 2 6 +2
3 تاتنهام 2 6 +2
4 منچستر یونایتد 2 4 +3
5 وستهام 2 4 +2
6 ساوهمپتون 2 4 +1
7 منچستر سیتی 2 3 +3
8 آرسنال 2 3 0
9 استون ویلا 2 3 0
ّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ__________________________
موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 13
بازدید دیروز: 5
کل بازدیدها: 180070